روضه دشتی (سنتی استان بوشهر)

محلی برای روضه های محلی شهرستان دشتی (بوشهر)

تبلیغات تبلیغات

اسیران چون ز شام آزاد گشتند (هنوز از خون بُوَد تر آستینم)

اسیران چون ز شام آزاد گشتند***از این اندوه و غم دلشاد گشتند یزید بی حیا یعنی حیا کرد***بشیر را هم بر ایشان رهنما کرد به امر زادۀ آن زشت آئین***بیاوردند محمل‌های زرّین چو زینب دید محمل ‌های زَربَفت***ز دل آهی کشید و زد به سر دست ز بخت خویشتن زینب برآشفت***به آه و ناله و زاری چنین گفت کسی که شش برادر کشته دیده***جوانانی به خون آغشته دیده هنوز از خون بُوَد تر آستینم***چسان در محمل زرّین نشینم گر این زینت بود بهر دل ما***سیه پوشید یکسر محمل ما که ما جمله زنانِ
ادامه مطلب

کشم بر سوی قبله دست و پایت (حلالم از حقوق خواهری کن)

بی بی زینب آمد درون قتلگاه. سیدالشهدا فرمودند: خواهرم زینب! مگر نگفتم به قتلگاهم میا؟ چر آمدی؟ بی بی زینب عرض میکند: برادر! آمدم تا کشم بر سوی قبله دست و پایت***دم مردن ببندم چشم هایت نباشد بالشی بهر غریبان***به غیر از سنگ و چوب و خاک میدان بیا برخیز اینجا که وطن نیست***در اینجا سدر و کافور و کفن نیست حضرت میفرماید: برو زینب حسینت رفت از دست*** برو خواهر که زهرا چشم من بست خواهر جان زینب! حلالم از حقوق خواهری کن***برو بر طفل هایم مادری کن (برو طفلان من جمع
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها